کاربرد مارکت دپس

کاربرد مارکت دپس پرایس اکشن جبل عاملی

مقدمه


در این مقاله قصد داریم کاربرد مارکت دپس (عمق بازار) را برای شما توضیح دهیم. پس با ما همراه باشید. همان طور که در مقاله های قبلی برای شما توضیح داده شد. فهمیدیم که در روش پرایس اکشن جبل عاملی قیمت بر اساس اصول حراج حرکت می کند. اما در این مقاله می خواهیم توضیح دهیم که خود قیمت چیه؟ و اینکه ما باید چطور آن را درگ کنیم ؟ 


هسته ی معاملات


قیمت یعنی عددی که بر سر ارزش یک دارایی ،خریدار و فروشنده با همدیگر به توافق رسیده اند. یعنی هم خریدار هم فروشنده باهم به این توافق رسیده اند. که آن  دارایی را بر روی عددی که ارزش آن محسوب می شود معامله کنند. این  عدد ارزش می شود قیمت.

پس یک معامله حاصل دو اتفاق است. یک خرید و یک فروش. یعنی تا من فروشنده نباشم و شما خریدار نباشید. یا من خریدار نباشم و یا شما فروشنده نباشید معامله ای  اتفاق نخواهد افتاد.

به طور مثال:

  اگر من به عنوان خریدار مایل باشم ماشین شما را بخرم. و حاضر باشم پول خوبی هم بابت خرید آن پرداخت کنم. حتی بیشتر از ارزش آن، اما شما نخواهید ماشین تان را به من بفروشید. خب پس در واقع در اینجا ما نمیتوانیم بگوییم معامله ای اتفاق افتاده  است. پس اگر خریدار  صد هزار دلار هم روی آن ماشین قیمت گذاری کند باز هم قیمت این ماشین صد هزار دلار نیست. چون معامله ای انجام نشده است. زمانی می توان قیمت آن را صد هزار دلار در نظر گرفت که معامله انجام شود .

برعکس این قضیه نیز به همین صورت است. یعنی اگر خریدار  حاضر باشد ماشینی را  زیر قیمت معمول  و عرف بازار بخرد. به عنوان مثال  اگر ارزش آن  ماشین هفتاد هزار دلار است قیمت پیشنهادی خریدار  60 هزار دلار باشد. قیمت  آن ماشین 60 هزار دلار نخواهد بود. و قطعا مالک خودرو حاضر نمی شود که آن را به قیمت 60 هزار دلار بفروشد. پس قیمت  آن ماشین 60 هزار دلار نیست.

تا اینجا متوجه شدیم که چه خریدار ، چه فروشنده عدد پیشنهادی خودشان را که برای کالایی  ارائه می دهند هرگز این عدد به معنای قیمت آن کالا  نیست چون معامله ای اتفاق نیفتاده است .


 last best price چیست؟


به جدول زیر توجه کنید، همانطور که در تصویر می بینید در تمامی بازارهای مالی معامله ای انجام نمی شود مگر اینکه یک خریدار و یک فروشنده در برابر هم قرار گیرند و با هم توافق کنند و آن معامله انجام شود . به این جدول last best price  گفته می شود .همانطور که میبینید در قسمت بالایی جدول بهترین قیمت های در صف انتظار نشان داده شده است.


 اما صف انتظار چیست؟


ما در بازار های مالی یک هسته معاملاتی  داریم یعنی جایی که دستورات معاملاتی معامله گران حاضر در بازار پشت  آن هسته به صورت صف قرار می گیرند. تا به ترتیب دستورات معاملاتی آنها فعال بشوند .حال ترتیب آن به چه شکل می باشد؟

این دستورات معاملاتی  به ترتیب بهترین قیمت ها در صف قرار می گیرند. مثلا در قسمت بالایی جدول که در واقع برای به ترتیب قرار گرفتن قیمت خریداران است. از ارزان ترین قیمت سر خط شروع شده تا به قیمت های بالاتر و قیمت های گران تر می رسد. یعنی اعداد بهتر در قیمت در سر صف قرار دارند. و هر چقدر که ردیف های بالاتر را می بینیم قیمت های گران تر و اعداد بدتر را خواهیم دید. چرا؟ چون طبیعتا خریداران همیشه  به دنبال این هستند که ارزان تر بخرند پس اعداد بهتر می شود اعداد ارزان تر و سر صف قرار می گیرند. 

برای فروشنده ها نیز به همین شکل است.هر فروشنده ای که حاضر است دارایی خودش را در عددی گران تر و در قیمتی بالاتر بفروشد در قسمت پایین جدول  نشان داده می شود یعنی جایی که قیمت های پیشنهادی فروشنده ها را نشان می دهد .بالاترین قیمت که سر صف قرار گرفته است گران ترین قیمت است. و هر چه ما ردیف ها را به سمت پایین بررسی کنیم. می بینیم که قیمت های ارزان تر یعنی قیمت های بدتر قرار گرفته اند.


تبدیل قیمت به حرکت در بازار


 پس تا اینجا فهمیدیم مکانیزم بازار به این صورت است که پشت هسته معاملات یعنی در last best prices قیمت ها از بهتر به بدتر چیده می شوند . هرگاه بهترین قیمت فروش با بهترین قیمت خرید باهم یکی می شوند معامله ای انجام می شود و آن عددی که معامله جدید در آن انجام شده است آخرین قیمتی است که کندل روی آن ساخته می شود و هرگاه در آن قیمت ها حجم تمام شود، یعنی آن حجمی  که به طور مثال صد واحد خریداری شده است تمام واحدهای آن صد واحد به  فروش برود و دیگر وجود نداشته باشد، قیمت یک عدد بالاتر می رود یعنی جایی که یک کندل صعودی در بازار ایجاد می شود و یا کندل فعلی ،یک شادوی بالایی میزند و یک حرکت صعودی شکل می گیرد.

  در اینجا چند  نکته وجود دارد:

یک اینکه در last best prices یعنی آن صف های در انتظار اجرای دستورات معاملاتی معامله گرها هستند و اصلا چیزی به نام تایم فریم در این لیست هسته معاملات وجود ندارد . این یعنی برای هسته معاملات اصلا مهم نیست که هزاران یا میلیون ها نفر معامله گر هرکدام چه تایم فریمی را برای معامله شان می بینند و  فارغ از این مسئله، هسته معاملاتی فقط دستور معاملاتی معامله گر را  دریافت می کند  ، قیمت آن را می بیند و در جای مناسب  صف قرار می دهد.

هسته معاملاتی نه به روش پرایس اکشن جبل عاملی نه به اندیکاتور یا تحلیل معامله گر و به طور کلی به اینکه معامله گر از کدام روش و ابزاری در معاملات خود استفاده می کند  توجه ندارد بلکه  فقط به حجم  معاملات را که به عنوان خرید یا فروش در چه عددی به هسته ی معاملاتی عنوان کرده اند توجه دارد و آنها را  پشت در هسته معاملات  قرار می دهد .

در واقع وقتی قیمت حرکت بکند  هر چقدر که حجم های قرار داده شده در قیمت  بالاتری تمام شوند قیمت حرکت صعودی انجام می دهد و برعکس ،هر چقدر که حجم های قرار داده شده در قیمت پایین تر تمام شوند  قیمت حرکت نزولی انجام می دهد.

 پس همانطور که گفته شد  در دنیای واقعی ساز و کار انجام معاملات برای هسته معاملات بر اساس فرآیند اجرای دستورات معاملاتی  هزاران و میلیون ها نفر معامله گر است و  نه تایم فریم  نه ابزارها، نه روش های تحلیل بازار، نه دیدگاه های معامله گران در آن مهم نمی باشند .  فقط اینکه چه مقدار حجم در چه قیمت هایی تنظیم شده اند، که بر اساس آن دستورات معاملاتی که در مقابل هم قرار میگیرد  خریدها و فروش ها انجام می شود.

  بنابراین فهمیدیم که در روش پرایس اکشن جبل عاملی  آن چیزی که معامله گر باید در بازار به آن توجه کند خود قیمت است. 


حقیقت بازار را ببینیم


  فرض بگیرید در یک جاده ای در حال رانندگی هستید. که یک آهو به طور ناگهانی به وسط جاده می آید. آیا ما باید  از اینکه چرا آن آهو یا گوزن در وسط جاده که محل رانندگی ما است. قرار گرفته و منجر به این شده که ما بخواهیم از سرعت خودمان کم کنیم. یا حتی توقف کامل انجام دهیم  تا او بتواند به طور کامل از جاده رد شود ناراحت باشیم؟

مسلما خیر. به این خاطر که این انسانها هستند که محل گذر خودروها را  در محل سکونت حیوانات احداث کرده اند. و  در واقع آن جنگل محل زندگی  گوزن ها و آهو ها  بوده و  ما به خاطر اینکه برای خودمان جاده ای را برای جابجایی از شهری به شهری دیگر داشته باشیم در  وسط محل سکونت آنها جاده هایمان را ساخته ایم.  

حال نگاه کردن به کندل ها به دیدگاه الگوهای کندل استیک، نگاه کردن به اندیکاتورها و اسیلاتورها …  دقیقا مثل همین است. به عبارتی قیمت در بازار دقیقا مثل همان آهو می باشد. که دقیقا در همان جایی قرار دارد که توسط معامله گران معامله شده. نه اینکه در فلان درصد یا فلان عدد از اندیکاتورها. پس وقتی که خود قیمت به طور مستقیم و بدون هیچ واسطه و سایه ای میتواند به ما سرنخ هایی را ارائه دهد. که از این طریق می توانیم متوجه شویم که چه اتفاقی در حال وقوع است. یعنی حداقل یک گام  نسبت بقیه جلوتر هستیم.

پس حواسمان باشد مثل آهویی که وسط جاده قرار گرفته  است طرز تفکر اشتباهی نداشته باشیم و به اشتباه مسیری را نرویم که فکر میکنیم  درست است.متاسفانه ما آدم ها زیاد دچار این اشتباه می شویم و کاری  را که فکر می کنیم درست انجام می دهیم  در واقع سخت در اشتباه هستیم .


نتیجه گیری


با دانستن این مسئله که در دنیای واقعی ساز و کار انجام معاملات برای هسته معاملات بر اساس فرآیند اجرای دستورات معاملاتی  معامله گران  است و  نه تایم فریم  نه ابزارها نه روش های تحلیل بازار نه دیدگاه های معامله گران در آن مهم نمی باشند و با مطالعه ی این مقاله یک دید کاملی نسبت به اینکه واقعا قیمت  چطور و به چه دلیل حرکت می کند پیدا کرده اید پس از این به بعد این شما هستید که می توانید حداقل یک گام از بقیه جلوتر باشید ،یعنی می توانید در آنچنان قیمت های خوبی معامله کنید که دیگران هنوز حاضر باشند در اعدادی بدتر از شما قیمت را معامله کنند.



پیشنهاد میکنیم ویدیو این قسمت از آموزش را مشاهده کنید:

مطالب برتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

4 × 5 =

سوالی داری شمارتو بده تماس می گیریم😉