chartical.jabalameli priceactionteam

آکادمی معامله گری چارتیکال

سابقه معامله گری
12 +
از سال 1383
سابقه تدریس
1 +
از سال 1396
تدریس به
8563 +
نفر
جلسات زنده
3000 +
ساعت

اصول ورود به معامله، قسمت سوم ( جنبه های فنی پرایس اکشن )

اصول ورود به معامله، قسمت سوم ( جنبه های فنی پرایس اکشن ) :

معامله گر پس از طی مراحل آموزش و کسب تجربه. آماده سازی شرایط ترید و کنترل احساسات در هنگام ورود به معامله نیاز به دید مناسب جهت گرفتن معامله دارد. در ترید کردن ما باید به دنبال معامله گران موثر در بازار باشیم. و به این قدرت در چارت خوانی رسیده باشیم. که بتوانیم رد پای آنها را به وضوح در چارت ببینیم و با آنها همگام شویم. به عبارت ساده تر زمانی که ما وارد یک معامله می شویم باید قیمت در جایگاهی باشد. تا معامله گران حاضر در بازار مایل باشند که در قیمت های بدتر از ما وارد معامله شوند. که این موضوع باعث بالاتر رفتن قیمت می شود.پس هرچقدر ما زودتر تغییرات قیمت را متوجه شویم می توانیم زودتر وارد معامله شویم و سود بهتری کنیم.در تمام موقعیت های معاملاتی ما باید به دنبال ضعف باشیم و پس از دیدن ضعف وارد معامله شویم.بطور کل ما در یک بازار به دنبال یافتن پاسخ برای سوالات زیر هستیم:

1-چه معامله گرانی در حال حاضر در بازار هستند؟

2-آن معامله گران در چه جهتی حرکت می کنند؟

3-تا چه زمانی آن معامله گران در بازار خواهند بود؟

در این مبحث ما قصد داریم تا انواع روش های ترید در یک چارت را همراه با مثال به تصویر بکشیم.

مشاهده قسمت اول این مقاله

مشاهده قسمت دوم این مقاله

معامله در جهت روند


از جمله ترید هایی که می توان انجام داد، معامله در جهت یک روند می باشد. برای گرفتن هر ستاپی ما باید از چک لیست مخصوص آن موقعیت استفاده کنیم. در اینجا چک لیست معاملات ادامه دهنده را در ابتدا باید بررسی کنیم:

وقت شناسی

 در زمان ترید باید به این نکته توجه شود. که بازار مورد نظر باز باشد و حتما معامله در آن زمان انجام شود.به عنوان مثال بهترین زمان ترید در بازار فارکس همزمان با باز بودن بازار لندن می باشد.

اصول ورود به معامله، قسمت سوم ( جنبه های فنی پرایس اکشن )
زمان باز بودن بازار های مالی

سطح تنش

در معاملات ادامه دهنده در هنگام ورود به معامله، آن موقعیت باید از منظر نزدیک یا دور بودن به سطح تنش مورد بررسی قرار گیرد. تا بهترین استراتژی و مدیریت انجام شود. بهترین حالت برای معاملات ادامه دهنده حالتی می باشد. که کندل جریان سفارشات نسبت به سطح تنش پیشرو، فاصله مناسب جهت مدیریت و اعمال استراتژی خروج داشته باشد. موقعیت هایی که کندل جریان سفارشات در نزدیکی سطح تنش یا سوینگ خودش قرار می گیرد. موقعیت هایی با ریسک بیشتر را برای معامله گر فراهم می آورد.

اصول ورود به معامله، قسمت سوم ( جنبه های فنی پرایس اکشن )
سطح تنش

70% اکستنشن با یک کندل

 در اکستنشن نباید کندلی باشد که به تنهایی 70 درصد آن را طی کرده باشد. یکی از دلایل وجود کندل های بزرگ بدین معنا می باشد که در آن نواحی کمترین دستورات معاملاتی توسط معامله گران موثر گذاشته شده است. و معامله گران خرد توانسته اند به راحتی قیمت را حرکت دهند.اما سرمایه معامله گران خرد بسیار ناچیز است. و وقتی سرمایه معامله گران موثر با آنها هم گام نباشد آن موقعیت پایدار نمی باشد.لذا مادامی که ما در یک اکستنشن کندلی را داشته باشیم که 70 درصد آن را طی کرده باشد. با توجه به دانستن پشت پرده چنین کندل هایی،ورود به چنین معاملاتی توصیه نمی گردد.

اصول ورود به معامله، قسمت سوم ( جنبه های فنی پرایس اکشن )
70% اکستنشن با یک کندل

شروع اکستنشن با کندل های کوچک

از جمله نکاتی که ردپای معامله گران بزرگ را در یک چارت به ما نشان می دهد. وجود اکتنشنی است که با کندل های کوچک شروع به حرکت کرده باشد. به تعبیری میتوان گفت که وجود کندل های کوچک در ابتدای یک اکستنشن در واقع حاصل اتفاقات و دستوراتی می باشد. که توسط معامله گران موثر در پشت قیمت گذاشته شده است.به عبارت ساده تر معامله گران موثر در بازار ورود پول را با کندل های کوچک آغاز می کنند نه  با کندل های بزرگ،چرا که کندل های بزرگ در بازار صرفا نشانه ی هیجان،اخبار و وجود معامله گران خرد و ناآگاه می باشد.

اصول ورود به معامله، قسمت سوم ( جنبه های فنی پرایس اکشن )
شروع اکستنشن با کندل های کوچک

اکستنشن چهارکندلی

 اکتنشنی مورد تایید می باشد که حداقل از 4 کندل تشکیل شده باشد.

اکستنش چهار کندلی

افزایش پرتاب قیمت

 با توجه به گذشته بازار که حداکثر بین 60 تا 80 کندل مورد نیاز است. و بررسی گام قبل باید پرتاب قیمت به وضوح دیده شود. ضمنا در ابتدای شروع یک روند پرتاب قیمت در اکستنشن با شدت بیشتری همراه خواهد شد. همچنین کارکشن هایی در حد استال بیشتر نمایان خواهند بود.

افزایش پرتاب قیمت

عمق

بررسی عمق نیز مانند مورد قبل باید در گذشته بازار بررسی گردد. و با بررسی عمق جدید نسبت به عمق ماقبل خود مورد سنجش قرار می گیرد. همانطور که در تصویر شماره 18 مشخص شده است. عمق اصلاحی دوم از عمق اصلاحی اول بیشتر شده است. و مناسب برای ورود به معامله نمی باشد.

عمق قیمت

بلوغ

به معنای رسیدن به پختگی در قیمت می باشد.اگر کارکشن و اکستنشن به تناسب یکدیگر نباشند بدین معنا می باشد که معامله گران موثر در بازار حضور ندارند.این تناسب باید به صورتی باشد که کارکشن 30 درصد(و یا یک سوم اکستنشن) از مسافت طی شده در اکستنشن را در بعد زمان سپری کند. 

حال اگر بیشتر از یک سوم زمانی برای کارکشن اصلاح صورت پذیرد. می توان گفت امکان رنج شدن بازار وجود دارد.

افزایش عمق قیمت

بی وزنی

بعد از اینکه قیمت به بلوغ خودش رسید. باید بی وزنی در آن محدوده به وضوح دیده شود،سپس اقدام به معامله کرد.بی وزنی تا زمانی که تبدیل به چاپی نشود مورد تایید می باشد.بی وزنی را می توان هم در کارکشن و هم در اکستنشن مشاهده کرد.

بی وزنی در اکستنشن

از جمله نشانه های وجود بی وزنی در اکستنشن اولا زمانی ست که اکستنشن گامی هم اندازه ی گام های موجود در متن بازار زده باشد. دوما از 70 درصد انتهایی یک اکستنشن به بعد، به محض دیدن دو کندل که قیمت اجازه پیدا نکرد در قیمت بعدتر نفوذ کند. می توان بی وزنی در اکستنشن را مشاهده کرد.این بی وزنی در اکستنشن به دلیل، نقد کردن مقداری از معامله در انتهای اکستنشن و جابجایی استاپ لاس و بعد افزایش حجم در ورودهای بعدی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

بی وزنی در کارکشن

تراکم قیمتی در محدوده کارکشن بسیار بیشتر از محدوده اکستنشن می باشد. چرا که در این حالت بازار در حال شکل گیری ورودهایی با میانگین کمتر برای معامله گران می باشد.از جمله دلایل ایجاد کندل های کوچک در واقع اتفاقات و دستوراتی است. که در این بی وزنی ها اتفاق می افتد.

انواع اصلاح

وجود اصلاح قیمت در بازار نشانه ی سلامت آن بازار می باشد. و به معامله گر اطمینان خاطر بیشتری می دهد.حال اصلاح یک اکستنشن نباید از پنجاه درصد آن بیشتر نفوذ کند.در بازار سه نوع اصلاح وجود دارد که در ادامه به توضیح هر یک خواهیم پرداخت.

اصلاح از نوع استال

این نوع اصلاح بهترین حالت برای گرفتن معاملات می باشد. که فقط ما آن را در ابتدای شروع یک روند می بینیم. و در آنجا قیمت در حدود 3 تا 5 کندل به استراحت می پردازد و سپس شروع به حرکت می کند.

اصلاح از نوع پول بک

این نوع اصلاح در مقام دوم قرار دارد. و بعد از بلوغ و با دیدن سایر نشانه ها می توان با آن وارد معامله شد.حداکثر عمق اصلاح نباید از 50% تجاوز نماید و باید ضعف در آن دیده شود.

اصلاح از نوع کمپلکس پولبک

ضعیف ترین حالت معامله در جهت روند می باشد که قیمت دو بار و در شرایط خاص سه بار در تلاش در جهت ادامه روند می باشد. کامپلکسی برای ورود به معامله بهتر است که لگ دومش را در روند صعودی بالاتر و در روند نزولی پایین تر بزند.ضمنا اگر کامپلکس پولبک در گام اول اتفاق نیفتد و یا بیشتر از 50 درصد اصلاح کرد، در اینصورت دیگر نباید به چشم کامپلکس پولبک به آن چارت نگاه کرد.

لبه ورود

انتظار ما از یک معامله ادامه دهنده حداقل طی کردن اکستنشنی همانند خودش است اما بدین معنا نیست که آن موقعیت را بدون مدیریت رها کنیم بلکه باید از انواع روش های مدیریت جهت ادامه روند و دیدن نکات مثبت و منفی نهایت استفاده را ببریم و بهترین مدیریت را اعمال کنیم.حال که ما انتظار حرکت قیمت تا اندازه اکستنشن خودش را داریم باید لبه ورود به معامله ما نیز در بهترین حالت در کمتر از 30 درصد اکستنشن خودش باشد تا موقعیت ایده آل و با حداقل استاپ لاس را برای ما فراهم سازد.لذا اصل اول ورود به معاملات استاپ کم می باشد.بعد از دیدن کندل جریان سفارشات و بسته شدن کندل با گذاشتن خلاصی که به اندازه ضخیم ترین خط موجود در متاتریدر می باشد می توان وارد معامله شد.

اصول ورود به معامله، قسمت سوم ( جنبه های فنی پرایس اکشن )

معامله در خلاف جهت روند


این نوع از معاملات ،معاملاتی با احتمال پایینتر هستند.لذا گرفتن چنین موقعیت هایی نیاز به تجربه و مهارت بیشتری دارد و برای معامله گرانی که تازه با این روش آشنا شده اند در ابتدا توصیه نمی گردد،چرا که در این روش قرار است بر خلاف جهت قدرت یا همان روند با دیدن نشانه های مورد نظر وارد معامله شویم.لذا مادامی که قیمت به سطح مقابل نرسیده یا مادامی که قیمت نشانه ای را نمایان نساخته است، نمی توان به چنین معاملاتی ورود کرد.

 بهترین مکان برای گرفتن معاملات در خلاف جهت روند در پایان روند  یا در چارچوب بازار می باشد.حال که با مفهوم کلی چنین معاملاتی آشنا شدیم به بررسی چک لیست معاملات در خلاف جهت روند می پردازیم.

وقت شناسی

توجه به باز بودن بازاری که قصد ترید در آن را داریم.

سطح تنش

در معاملات برگشتی بهترین مکان برای ترید کردن در نزدیکی سطوح تنش می باشد.اگر سطوح تنش از تایم فریم بالاتر داشته باشیم اعتبار آن بیشتر می شود.سطوح تنشی که در بالا یا پایین چارچوب معاملاتی ما قرار دارند بهترین مکان ها برای گرفتن موقعیت های برگشتی می باشند.در وسط بازار رنج گرفتن معاملات برگشتی توصیه نمی شود.

اصول ورود به معامله، قسمت سوم ( جنبه های فنی پرایس اکشن )

عدم توانایی در ادامه

در معاملات خلاف جهت روند برای گرفتن معامله باید حتما عدم توانایی در ادامه به وضوح دیده شود.این بدان معناست که ما قدرت اولیه را برای ادامه روند مشاهده نمی کنم و ضعف را برای صعود در روند صعودی و ضعف در نزول را برای روند نزولی به صورت مشهود می بینیم.با برخورد دوم به سطح تنشی که ذکر شد و داشتن سایر موارد چک لیست می توان اقدام به گرفتن معاملات برگشتی کرد.در تصویر شماره 26 نیز با نزدیک شدن به چارچوب بالایی، قدرت در صعود رفته رفته کم شده تا جایی که به صورت محسوس عدم توانایی در ادامه روند صعودی قابل رویت می باشد.

کاهش پرتاب

با توجه به گذشته بازار که حداکثر بین 80 تا 100 کندل مورد نیاز است و بررسی گام قبل باید کاهش پرتاب قیمت به وضوح دیده شود.

اصول ورود به معامله، قسمت سوم ( جنبه های فنی پرایس اکشن )

افزایش عمق

در معاملات برگشتی باید در جهت خلاف روند قیمت حتما افزایش عمق ایجاد شود.در تصویر زیر قیمت در جهت صعود توانسته تا عمقی ایجاد کند و در برخورد دوم و ضعف در نزول با اولین کندل می توان تصمیم بر ورود به معامله گرفت.

اصول ورود به معامله، قسمت سوم ( جنبه های فنی پرایس اکشن )

تغییر شیب

تغییر شیب در واقع تغییر تمایلات مالی معامله گران در بازار می باشد.در واقع از دیگر نشانه هایی که به ما در گرفتن یک معامله در خلاف جهت روند کمک می کند، با شیب ماقبل از خود می باشد.بدین معنا که با کاهش شیب در جهت روند ما یک گام دیگر به گرفتن این چنین معاملاتی نزدیکتر می شویم.در تصویر شماره 28 در جهت نزول گام آخر نسبت به گام ماقبل خود شیب کمتری را به خود گرفته است که نشان از عدم تمایل معامله گران در جهت می باشد.

بی وزنی

باید بی وزنی در آن سطح تنش و در برخورد دوم و همگام با سایر موارد به وضوح دیده شود،سپس اقدام به معامله کرد.

اصول ورود به معامله، قسمت سوم ( جنبه های فنی پرایس اکشن )

سایه معکوس

همانطور که گفته شد در چنین معاملاتی مخصوصا اگر در برخورد دوم به سطح تنش باشد و در آنجا کندلی با سایه معکوس داشته باشیم احتمال حرکت قیمت در جهت مورد نظر ما بیشتر خواهد بود.

اصول ورود به معامله، قسمت سوم ( جنبه های فنی پرایس اکشن )

کندل جریان سفارشات

بعد از کنترل مواردی که تاکنون گفته شد کندلی برای ورود به معامله بهتر است که در یک سوم نهایی خودش بسته شده باشد و چند کندل قبل از خودش را کاور کرده باشد.در چنین حالتی کندل لبه ورود احتمال بیشتری دارد تا در مسیر مورد نظر ما شروع به حرکت کند.

فرصت استراتژی خروج

همانطور که در ارتباط با معاملات ادامه دهنده اشاره شد اصل اساسی برای گرفتن یک معامله داشتن استاپ کم می باشد.لذا اگر کندل لبه ورود ما نسبت به متن بازار کندل بزرگ و یا به صرفه ای نبود نباید با آن وارد معامله شد.بازار پر از فرصت های معاملاتی می باشد.

جمع بندی

در ستاپ های ادامه دهنده بعد از ورود به معامله می توان تا دو کندل به دلیل فشار موجود در روند به کندل ورود فرصت داد تا در جهت روند به حرکت خود ادامه دهد.اما از آنجایی که معاملات در خلاف جهت روند معاملاتی با احتمال کمتر هستند لذا پس از وارد شدن به چنین معاملاتی اگر کندلی که با آن وارد معامله شدیم به هر صورتی فیلد شد بهترین راهکار مدیریت سرسختانه و خروج از معامله و انتظار برای نقطه ورود مجدد می باشد.نهایتا این چک لیست باید برای هر فرد و توسط خودش و زیر نظر مربی نهایی شود و در معاملات به هنگام ورود به معامله حتما بررسی شود.

سخن پایانی

یک معامله گر نمی تواند تمام آنچه در بازار اتفاق می افتد را معامله کند.ممکن است او بعد از دیدن حرکات قیمت دچار افسردگی شود و خیال کند که حتما راهی وجود دارد تا بتواند تمام بازار را بگیرد در صورتی که اگر پشت بازار را هم ببینیم این امکان وجود ندارد.

زمانی که در یک چارت گیج هستیم و نمی توانیم به درستی با توجه به اصول آموزش داده شده آن چارت را بخوانیم دو حالت وجود دارد، اول اینکه در حال اشتباه دیدن چارت هستیم و یا در آن چارت نقدینگی وجود ندارد و در هر دو حالت نباید وارد معامله شد.

در نهایت رعایت کردن موارد فوق باعث می شود تا وارد معاملاتی با احتمال بالاتر شویم و از گرفتن معاملات هیجانی و بدور از اصول اجتناب کنیم.

ضمنا استفاده از این روش هیچ گونه مسئولیتی برای جناب آقای جبل عاملی ندارد و این مقاله صرفا بر اساس تجربیات ایشان و چکیده ای از آنها می باشد.

گرد آورنده: یلدا جیبر

مطالب برتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

14 − یازده =